سيد محسن دين پرور
10
فروغ فقه و ادب ( زندگينامه فشردهء علامه شريف رضى ) ( فارسى )
در يكى از روزهاى سال 359 هجرى قمرى بود كه خورشيد ، گريبان شهر بغداد را چاك زد و با لبخند پرمعنى به دلها فروغ و سرور بخشيد . اشعهء طلائى خورشيد درختان بلند و منارههاى سرافراز شهر را رنگ مىزد و زيبائى و صفاى مجدّد را به شهر برمىگرداند و از تولّد نوزادى از خاندان علويان خبر مىداد كه نامش به بلنداى آفتاب نهج البلاغه جاودانه مىگشت . آرى در شهر بغداد كه در آن روزگاران از بزرگترين پايگاههاى علوم اسلامى بود و در ميان خانوادهيى از آل پيامبر ، طفلى متولّد شد كه از جانب پدر و مادر شريف و با شخصيت بود . نوزاد علوى كه نامش را « محمّد » نهادند و بعدها به « شريف رضى » مشهور گرديد ، لقب او « ذو الحسبين » ، « شريف اجلّ » و « ذو المنقبتين » « 1 » ، و كنيهاش : « ابو الحسن » مىباشد . « 2 »
--> ( 1 ) آل بويه و اوضاع زمان ايشان ، صفحهء 298 و انصافا كتاب جامع و پرمغزى دربارهء آلبويه است . - بهاء الدوله در سال 388 سيد رضى را با لقب « شريف اجل » و در سال 392 با لقب « ذو المنقبتين » و در سال 398 به لقب « ذو الحسبين » ملقب گرداند ، الغدير - ج 7 ص 321 ( 2 ) يادنامهء كنگرهء هزاره نهج البلاغه صفحه 223 .